خرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31

نویسندگان

بایگانی

عناوین آخرین یادداشت ها

جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 29 اسفند ماه سال 1383
این هم از وضعیت عید

 

حیف که فرنگی بازیا زده تو کاسه کوزمون ، اون قدیما ترک نمی شد یه روز نماز و روزمون

هرجا میری عید دیدنی جا تره اما بچه نیست     ، عذر و بهونه سرجاش اما آدم که بچه نیست

هرکسی می بینی حالا ، عید که میشه فراریه   ، یا میره توی اصفهون یا که تو رشت و ساری

دنیای رنگارنگیه ، هر چی داریم فرنگیه ، هر کی یه سازی میزنه ، معرکه ی قشنگیه

نوروز اومد نوروز اومد بازم حاجی فیروز اومد

یالا پاشید جشن بگیرید بازم عمو نوروز اومد

 

 

عید همتون مبارک راستی اگر پیغام تبرکی برای دوست خود دارید در قسمت نظرات یا تابلو گفتمان بنویسید تا با نام خودتان در وبلاگ آرزوهای بزرگ ثبت شود.

شنبه 29 اسفند ماه سال 1383
منتخب ساز آرزوها
 

منتخب ساز آرزوها در سالی که گذشت

آرزو

دارم از تو می نویسم

تمام آرزوی من

بهش بگو

گریه فرشته ها

یک نفر هست

جمعه 21 اسفند ماه سال 1383
قصر صدف

تو بیا تا بر قراره دنیا
منو تو به عشق هم بنازیم
مثل ماهی توی آب دریا
واسه هم قصر صدف بسازیم
پشت ابرا برسه صدای خنده ما
بره بازم بالاتر نزدیک ستاره ها
تو غممون جون بگیره آرزوهاااا

به من امید میده حرفای شیرینت
گرمی اون بوسه های آتشینت
نمی خوام از گونه هات بریزه اشکی
رو شیار گونه های نازنینت
دوست دارم زنگ صدات
رنگ خوش رنگ چشات
زندگی شیرینه با تو

شنبه 15 اسفند ماه سال 1383
دو کبوتر

روزی من وتو ای جان ، همچون کبوترها
سرنهادیم با هم ، در بستر پرها
پرگشاده همره مرغان خوش آواز
گه به کوهستان و گه به صحرا در پرواز
جلوه زندگی را ‌در چشم هم می‌دیدیم
چون به شب می‌رسیدیم ، کنار هم می‌آرمیدیم
تا نسیمی می‌وزید ، آشیانه می لرزید
ما زبیم جان خود ، بر سر هم پر می‌کشیدیم
اکنون از هم رو گردانیم ، نه من نه تو نمی‌دانیم
چون شد که آشنا گشتیم ، روز دگر جدا گشتیم
هر کس که دلدار مرا . از من جدا کرد ای خدا
خواهم بسوزانی دلش . سازی ز دلدارش جدا
اکنون ازهم روگردانیم . نه من نه او نمیدانیم
چه شد که آشنا گشتی . روز دگر جدا گشتی

پنجشنبه 13 اسفند ماه سال 1383
با شما

با شما ! با شما !
با شما ! با شما !
خیلی وقته که می خوام حرف بزنم
با شما !
قفل این سکوتو یکبار بشکنم
با شما !
اما بس که عاشق دل من با شما
خیلی سخته واسه من حرف زدن
با شما !
از کجا شروع کنم با این همه گفتنی
نمی خوام زود بشکنه این فرصت شکستنی
آخه می دونی چیه , خدای من چطور بگم
وقتی چشمام تو چشم شما می افته آب میشم
یه شبی تو خلوت حیاط گل نشسته بودین
مثل یک دوبیتی مست ! چشماتونو بسته بودین
اون طرف صدای آب و این طرف شمع و گل یاس
نم باغ رو گونه هاتون مثل قطره های الماس !
اومدم پیش شما تا چند کلام حرف بزنم
هر چی کردم روم نشد شرم حضور و بشکنم
خیلی وقته که می خوام حرف بزنم
با شما !

سه شنبه 11 اسفند ماه سال 1383

با سلام خدمت دوستان عزیز ساز آرزوها و آرزوهای بزرگ
خوب این وبلاگ جایی هست برای شما دوستان تا اشعار و آرزوهای خود را بنویسید
این شما هستید که با نوشتن آرزوها و شعرهای خود از ما پشتیبانی و به بقای آن کمک می کنید

اشعار و آرزوهای خود را در تابلوی گفتمان و در صورت نبود تابلو در قسمت نظرات بنویسید
ساز آرزوها و آرزوهای بزرگ آماده تبادل لینک با دوستان می باشد

سه شنبه 11 اسفند ماه سال 1383
عزیزترین

اونی که از نگاش آتیش میریزه برای من عزیزترین عزیز

عاشق عشقم کرده ریزه ریزه ناز و ادا از اون چشاش میریزه

عزیزترین عزیزم عاشق حال و روزم همنفس و دلسوزم آس دل نسوزم

با این که خواب از چشمام پرٌنده ریشه هام رو یکی یکی سوزنده

خودش میگه بین من و اون عزیز راهی بجز یکی شدن نمونده

عزیزترین عزیزم عاشق حال و روزم همنفس و دلسوزم آس دل نسوزم

1 2 >>

تعداد بازدیدکنندگان : 25698

برای عضویت در خبرنامه وبلاگ ساز آرزوها نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری
آرزوی بزرگ-آرزو-ساز آرزوها-شعر-مقاله-عکس خواننده ها-عکس بازیگران-فانتزی- کلوپ-دانلود برنامه-+18-اجتماعی-فیلتر-پروکسی-arezoo-sazearezoo-arezooyebozorg-آرزوهای بزرگ-بهترین سایت-هک-یاهو-جک-موبایل

© تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به ساز آرزوها می باشد ©