خرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31

نویسندگان

بایگانی

عناوین آخرین یادداشت ها

خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 27 دی ماه سال 1385
ویران...

می دانم به گرد باد می مانم...          زندگیت را بر هم ریختم...

     اما گردباد اگر بماند ...                   ویران می کند...

چهارشنبه 27 دی ماه سال 1385
پرنده...
من پندار کوچکترین کلمه ی زمین ام...آن قدر که بر زبانت نیامده..تمام می شوم...من انگار ترجمه ی غریب داستان یک پر پر زدنم...پرنده ای که پر باز کرد و اولین سلامش آفتاب بود و سوخت...
چهارشنبه 27 دی ماه سال 1385
آنقدر برای تو بوده ام...که دیگر من برایم غریبه است...

                         آتش خشم پر از قهر تو می گفت برو...

                                    جذبه ی چشم پر از مهر تو می گفت...بایست

جمعه 22 دی ماه سال 1385
مثل پروانه ای در مشت... چه آسون می شه ما رو کشت...

می دونم برات عجیبه این همه اصرار و خواهش

این همه خواستن دستات بدون حتی نوازش

می دونم که خنده داره واسه تو گریه ی دردم

می گذری از منو می ری اما....باز من بر می گردم

می دونم برات عجیبه من با این همه غرورم...

پیش همه ی بدی هات ..چه جوری بازم صبورم؟

می دونم...واست سواله که چرا پیشت حقیرم؟

دور می شی منو نبینی ...باز سراغتو می گیرم...

می دونی چرا همیشه من بدهکاره تو می شم ؟وقتی نیستی هم یه جوری با خیالت راضی می شم...

می دونی واسه چی از تو بد می بینمو می خندم...

تا نبینی گریه هامو هر دو چشمامو می بندم...

چاره ای جز این ندارم آخه خون شدی تو رگهام ...می میرم اگه نباشی بی تو من بد جوری تنهام...

می دونم یه روز می فهمی روزی که دنیا رو گشتی....

من...چه جوری تو رو خواستم...تو چه جور ازم گذشتی...

من چه جوری تو رو خواستم...تو چه جور ازم گذشتی...

یکشنبه 17 دی ماه سال 1385
اهدای عضو

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست طفلکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشکند دایم سکوت مرگبارم را  

 

 

جهت اهدای عضو اینجا کلیک نمایید

 

این لینک را در سایتهای خود قرار دهید تا در این امر خدا پسندانه شرکت نماییم.

جمعه 15 دی ماه سال 1385
دل من

دل من دست بردار
دیگه بسه انتظار
دیگه هی اسمش رو , تو به یاد من نیار
اون دیگه نمی یاد عمرت و هدر نکن
دل من دل من من و دربدر نکن
دل من دیگه بسه آخه اون که میخوای تو دیگه نمی یاد
باید بدونی که یه روزی دوباره اون اگه بیاد
اون وقت می بینی که اون دیگه حتی تو رو نمی خواد
دل من اینجوری آخه تنها می مونی
دل من غم تو واسه من خیلی تلخه
میدونم تنهایی ، آخه تنهایی سخته
دل من اگه ما عشقو از سر نگیریم
یه روزی من و تو هر دو تنها می میریم
دل من اون دیگه نمی یاد
بهتره عاشق بشی
باز دوباره من و تو

شنبه 2 دی ماه سال 1385
دلداری

کفترنازنقره پر
گریه نداره روزگار
من اومدم تموم کنم
قصه تلخ انتظار
بزارکه زخم بال تو
با مرهم آشنا کنم
خدای غمخواری شم و
به عهدمون وفاکنم
غصه تو گم کن توغزل
این شب ما جاری توست
بدون تمام شعرمن
برای دلداری توست
غصه تو گم کن توغزل
این شب ما جاری توست
بدون تمام شعرمن
برای دلداری توست
مثل ستاره ماهیا
چراغکای روی آب
مثل ذهن پدربزرگ
میکده ی حرفای ناب
من پر رویا اومدم
بایه شاخه گل قشنگ
تا با تو هم رقص بهار
رهابشم تو خواب ناز
غصه تو گم کن توغزل
این شب ماجاری توست
بدون تمام شعرمن
برای دلداری توست
غصه تو گم کن توغزل
این شب ما جاری توست
بدون تمام شعرمن
برای دلداری توست

 

 

1 2 >>

تعداد بازدیدکنندگان : 25674

برای عضویت در خبرنامه وبلاگ ساز آرزوها نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری
آرزوی بزرگ-آرزو-ساز آرزوها-شعر-مقاله-عکس خواننده ها-عکس بازیگران-فانتزی- کلوپ-دانلود برنامه-+18-اجتماعی-فیلتر-پروکسی-arezoo-sazearezoo-arezooyebozorg-آرزوهای بزرگ-بهترین سایت-هک-یاهو-جک-موبایل

© تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به ساز آرزوها می باشد ©