خرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31

نویسندگان

بایگانی

عناوین آخرین یادداشت ها

مستر بین Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 26 تیر ماه سال 1386
از خدا خواسته

به من نگاه کن واسه یه لحظه
نگات به صد تا آسمون میارزه
من از خدامه که بکشم نازتو
تا بشنوم یه لحظه آوازتو

من از خدامه پیش تو بمونم
جواب حرفاتو خودم بخونم
من از خدامه بمونم دیوونت
سر بذارم رو شهر امن شونت

من از خدامه بمونی کنارم
من که بجز تو کسی و ندارم
من از خدامه که نباشه دوری
فقط دلم میخواد بگی چجوری

من از خدامه که یه روز دعامون
بره تو آسمون پیش خدامون
به عشق اونکه بعد اونهمه درد
خدا یه بار نگاهیم به ما کرد

به من نگاه کن واسه یه لحظه
نگات به صد تا آسمون میارزه
من از خدامه که بکشم نازتو
تا بشنوم یه لحظه آوازتو

من از خدامه پیش تو بمونم
جواب حرفاتو خودم بخونم
من از خدامه بمونم دیوونت
سر بذارم رو شهر امن شونت.....

پنجشنبه 21 تیر ماه سال 1386
طاقت

من هنوز چیزی نگفتم
که تو طاقتت تموم شد
باقیشم بگم میبینی
گریه هات کلی حروم شد

من که آسمون نبودم
اما عشق تو یه ماهه
سرزنش نکن دلم رو
بخدا اون یه بیگناهه

باز که ابری شد نگاهت
بغضتم واسم عزیزه
اما اشکاتو نگه دار
نذار اینجوری بریزه

حال من خیلی عجیبه
دوست دارم پیشم بشینی
من نگاهت بکنم تا
تو چشام عشقو ببینی
تو چشام عشقو ببینی

بدجوری دیوونتم من
فکر نکن این اعتراضه
همیشه نبودن تو
کرده این دلو کلافه


میدونم فرقی نداره
واست عاشق بودن من
میدونم واست یکی شد
بودن و نبودن من

اولش گفتم یه حسه
یا یه احترام ساده
اما بعد دیدم یه عشقه
حد و اندازش زیاده

بیا و مثل گذشته
جز به من به همه شک کن
من بدون تو میمیرم
بیا و بهم کمک کن

چهارشنبه 20 تیر ماه سال 1386
همیشه زود دیر می شه...

زندگی مان را چون خانه ای برای کسی می سازیم و هنگامی که می توانیم او را سرانجام در آن جای دهیم...نمی آید...

سپس برایمان می میرد...و خود زندانی جایی می شویم ...

که تنها برای او بود...

جمعه 15 تیر ماه سال 1386
....................
اشک هایم ... بهانه ی سر انگشتانت را می گیرد...
سه شنبه 12 تیر ماه سال 1386
وقتی رفتم

هیچکی از رفتن من غصه نخورد
هیچکی با موندن من شاد نشد
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت
بغض هیچ آدمی فریاد نشد

وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد

وقتی رفتم نه که بارون نگرفت
هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود
اگه شب میرفتم و خورشید نبود
آسمون خوب میدونم مهتابی بود

دم رفتن کسی گفت سفر بخیر
که واسم غریب و نا شناخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من
همه آرزوهاشو باخته بود

چهره هیچ کسی پژمرده نبود
گلا اما همه پژمرده بودن
کسائیکه واسشون مهم بودم
همه شاید یه جوری مرده بودن

سه شنبه 5 تیر ماه سال 1386
روحت شاد

شاید این مطلب براتون کمی خنده دار باشه ولی واقعی

دیشب وقتی شنیدم مهستی عزیز از میان ما رفت برای شادی روحش نماز خوندم.

دیشب خوابش رو دیدم دیدم با یک لباس زیبا  و با لبی خندون ایستاده میدونم که فوت کرده و باز دارم با خودم میگم خدا بیامرزدتت

روحش شاد

سه شنبه 5 تیر ماه سال 1386
بانوی آواز ایران از میان ما رفت
مهستی عزیز بانوی آواز ایران از میان ما رفت
مهستی رفت اما خاطرات زیادی را برای ما باقی گذاشت
حال که دست او از این دنیا کوتاه شده  کوچک ترین کاری که از  دست ما برمی آید یکی از کارهای ذیل هست.
1- صلوات برای شادی روحش
2- فاتحه
3- دو رکعت نماز
هر کدام را که دوست دارید انجام دهید.روحش شاد
این پیغام را برای دوستانتان ارسال کنید
1 2 >>

تعداد بازدیدکنندگان : 25690

برای عضویت در خبرنامه وبلاگ ساز آرزوها نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری
آرزوی بزرگ-آرزو-ساز آرزوها-شعر-مقاله-عکس خواننده ها-عکس بازیگران-فانتزی- کلوپ-دانلود برنامه-+18-اجتماعی-فیلتر-پروکسی-arezoo-sazearezoo-arezooyebozorg-آرزوهای بزرگ-بهترین سایت-هک-یاهو-جک-موبایل

© تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به ساز آرزوها می باشد ©