خرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31

نویسندگان

بایگانی

عناوین آخرین یادداشت ها

مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 16 مرداد ماه سال 1386
من از آن روز که در بند توام...آزادم
زلف بر باد نده تا ندهی بر بادم نازبنیاد مکن تا نکنی بنیادم
می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم
طره را تاب مده تا ندهی بر بادم
یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
غم اغیار مخور تا نکنی نا شادم
رخ بر افروز که فارغ کنی از برگ گلم
قد بر افراز که از سرو کنی آزادم
شمع هر جمع مشو ورنه بسوزی ما را
یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
شهره ی شهر مشو تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما تا نکنی فرهادم
رحم کن بر من مسکین و بفریادم رس
تا بخاک آصف نرسد فریادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی
من از آن روز که در بند توام آزادم
من از آن روز که در بند توام آزادم
دوشنبه 1 مرداد ماه سال 1386
وقتی رفتم

هیچکس از رفتن من غصه نخورد
هیچکس با موندن من شاد نشد
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت
بغض هیچ آدمی فریاد نشد

وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من می خواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد

وقتی رفتم نه که بارون نگرفت
هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود
اگه شب میرفتم و خورشید نبود
آسمون خوب میدونم مهتابی بود

دم رفتن کسی گفت سفر بخیر
که واسم غریب و نا شناخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من
همه آرزوهاشو باخته بود

چهره هیچ کسی پژمرده نبود
گلا اما همه پژمرده بودن
کسائیکه واسشون مهم بودم
همه شاید یه جوری مرده بودن


تعداد بازدیدکنندگان : 25684

برای عضویت در خبرنامه وبلاگ ساز آرزوها نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید

نام کاربری
آرزوی بزرگ-آرزو-ساز آرزوها-شعر-مقاله-عکس خواننده ها-عکس بازیگران-فانتزی- کلوپ-دانلود برنامه-+18-اجتماعی-فیلتر-پروکسی-arezoo-sazearezoo-arezooyebozorg-آرزوهای بزرگ-بهترین سایت-هک-یاهو-جک-موبایل

© تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به ساز آرزوها می باشد ©